شفقنا رسانه- طی هفته های اخیر که قیمت ارز و طلا درحال رکورد زدن هست، برخی مقامات و مسئولان، رسانه ها و خبرنگاران را به حفظ آرامش و دامن نزدن به جو روانی موجود در بازار و مصلحت اندیشی برای شرایط کشور توصیه می کردند. البته که این اندرز در جایگاه خود موثر خواهد بود، اما آیا وضعیت فعلی ربطی به جو روانی یا فضاسازی رسانه ای دارد؟ علی میرزاخانی، روزنامه نگار و تحلیلگر اقتصادی و سردبیر فردای اقتصاد در این باره می گوید: رسانهها باید به جای بزرگنمایی اعداد یا بهرهبرداری سیاسی از وضعیت موجود، بر تولید تحلیل تمرکز کنند. هرچند که ضروری است نتایج سیاستگذاریها به مردم ارائه شود و کارنامههای مسئولان مورد بررسی قرار گیرد، اما در شرایط خاص کنونی کشور، رسانهها باید تمامی مسئولیت اجتماعی خود را (به صورت غیر گزینشی) ایفا کرده و به تولید تحلیل بپردازند. این بدان معناست که باید تمامی کارشناسان کشور را بسیج کرده و نظرات مختلف را در معرض تضارب آرا قرار دهند.
علی میرزاخانی، روزنامه نگار و تحلیلگر اقتصادی با اشاره به وضعیت بازار ارز و طلا به شفقنا رسانه می گوید: این تحلیل که رسانهها جوی را ایجاد میکنند تا قیمت ارز افزایش یابد، تحلیلی نادرست است که حدود ۴۰ الی ۵۰ سال است که مطرح میشود و همواره در زمان افزایش قیمت ارز دوباره به میان میآید.
او تاکید می کند: فشار ناشی از افزایش نرخ ارز به مردم تحمیل میشود و رسانهها نیز ضد مردم نیستند؛ بلکه ادعای حمایت از مردم را دارند. در این راستا، ضروری است که ظرفیت علمی کشور به میدان آورده شود تا راهحلهای بهتری برای این معضل ارائه گردد. با این حال، اگرچه محدودیتهایی برای رسانهها در تولید تحلیل و ارتقاء انباشت علمی کشور وجود دارد، اما این امر هرگز موجب توقف افزایش قیمت ارز نشده است. علت اصلی افزایش نرخ ارز مسائلی فراتر از فعالیتهای رسانهای است و منع شدن رسانهها به تولید تحلیل ممکن است مشکلات را تشدید کند.
او با شاره به دلایل افزایش نرخ ارز می گوید: به اعتقاد من یک اشتباه تحلیلی، یک خطای سیاستگذاری و یک بحران تئوریک در خصوص نرخ ارز موجب بروز این وضعیت شده است. ریشه اشتباه تحلیلی در عبارت اقتصادی «انتظارات تورمی» نهفته است. انتظارات تورمی در اقتصاد ایران همواره وجود داشته و ناشی از رشد نقدینگی، رشد پایه پولی و انبساط پولی مداوم است. این انتظارات صرفاً روانی نیستند؛ بلکه به عنوان انتظارات عقلایی شناخته میشوند و ارتباطی با جو سازی روانی ندارند. اگر عقلانیتی پشتوانه آن نباشد، وقوع آن غیرممکن خواهد بود. علاوه بر این، اگر متغیرهای بنیادی نیز از قیمت ارز حمایت نکنند، امکان افزایش آن وجود ندارد. هرچند جو سازی روانی ممکن است تأثیرات نقطهای و موقتی داشته باشد، اما پایدار نخواهد بود. حتی اگر کسی بتواند با استفاده از جو سازی نرخها را تغییر دهد، تأثیر آن تنها موقتی خواهد بود.
او ادامه می دهد: ممکن است این سؤال مطرح شود که با وجود انتظارات تورمی در اقتصاد، چرا همواره افزایش نرخ ارز را به دنبال ندارد و تنها در مواقع خاصی موجب افزایش آن میشود. این سؤال خود دلیلی بر عدم روانی و عقلانی بودن انتظارات است. بهعبارتی، زمانی که بازار به این نتیجه میرسد که دولت منابع لازم برای جلوگیری از افزایش نرخ ارز را در اختیار دارد، قیمت ارز افزایش نمییابد. اما هنگامی که بازار به این نتیجه میرسد که دولت قادر به کنترل نرخ ارز نیست، قیمت آن بالا میرود و همه فشاری که برای ثابت نگهداشتن نرخ ارز در دورههای قبلی هم ایجاد شده است، در نهایت تخلیه می شود.
خان میرزایی تاکید می کند: بنابراین، زمانی که انتظارات تورمی وجود دارد، باید اجازه داد تا این فشار بر روی نرخ ارز تخلیه شود. زیرا جلوگیری از وقوع چنین اتفاقی در بلندمدت ممکن نیست و اگر اجازه داده شود تا به تدریج تخلیه شود، شوک ناگهانی رخ نخواهد داد. بدین ترتیب، جلوگیری از عدم تخلیه فشار تورمی بر نرخ ارز نه تنها ممکن نیست بلکه مفید نیز نخواهد بود؛ زیرا در شرایط تورم، قیمت کالاهای داخلی افزایش مییابد و باید قیمت کالاهای خارجی نیز بالا رود و بدین ترتیب نرخ ارز نیز باید افزایش یابد؛ در غیر این صورت به معنای سوبسید دادن به کالاهای خارجی خواهد بود.
او ادامه می دهد: اشتباه سیاستگذاری زمانی رخ میدهد که با وجود منابع لازم برای جلوگیری از افزایش نرخ ارز، از تخلیه فشار تورم بر روی آن جلوگیری شود. لذا بازار منتظر میماند تا دولت منابع خود را از دست بدهد و هنگامی که دست دولت خالی شد، این فشار را به صورت شوک بر روی نرخ ارز تخلیه خواهد کرد. متأسفانه مدتهاست که در عرصه سیاستگذاری ما گوش شنوایی وجود ندارد و به همین دلیل معتقدم رسانهها باید بتوانند ظرفیت علمی و کارشناسی کشور را فعال کنند تا مشکلات موجود حل شوند. ما در روسیه نیز شاهد جنگها و تحریمها بودهایم اما نرخ ارز افزایش نیافته است؛ زیرا این کشورها از انباشت علمی جهانی بهره بردند و مانع بروز چنین اتفاقاتی شدند.
خان میرزایی می گوید: بحران تئوریک نیز ناشی از تصوری نادرست است مبنی بر اینکه فکر میکنند افزایش نرخ ارز موجب ایجاد تورم میشود؛ حال آنکه واقعیت کاملاً برعکس است. ابتدا تورم رخ میدهد و سپس قیمت کالاها افزایش پیدا میکند. تورم معمولاً ناشی از سیاستهای پولی انبساطی بانک مرکزی است و باید منجر به گرانی کالاهای داخلی و خارجی گردد. قیمت کالای داخلی خودبهخود بالا خواهد رفت و همواره با چنین وضعیتی مواجه خواهیم بود؛ همچنین قیمت کالای خارجی بستگی دارد به اینکه آیا دولت توانایی جلوگیری از افزایش نرخ ارز را دارد یا خیر. اگر داشته باشد، نمی گذارد این اتفاق رخ دهد با این حال کشورهایی که موفق شدهاند نرخ ارز را در بلندمدت کنترل کنند، غالباً دچار بحرانهایی شدهاند؛ چراکه تصور کردهاند با کنترل نرخ ارز قادر خواهند بود تورم را مدیریت کنند. اما کنترل نرخ تورم نیازمند راهکارهای علمی مشخصی است.
او با اشاره به ماموریت بانک مرکزی در رابطه با تثبیت تورم می گوید: تمامی ماموریت بانک مرکزی بر تثبیت نرخ تورم در حدود ۲ الی ۳ درصد است. تعیین این هدف به عنوان سیاستگذاری، به طور طبیعی منجر به ایجاد ثبات اقتصادی در سایر شاخصها میشود و از بروز آشفتگیها و نوسانات شدید در اقتصاد جلوگیری میکند.
با این اوصاف در چنین شرایطی رسانه باید چه خط مشی را برای خود تعریف کند؟ او توضیح می دهد: در این راستا، نباید از اشتباهات رسانهها غافل شد؛ چرا که آنها نیز گاهی دچار خطاهایی میشوند. یکی از این اشتباهات، تمرکز بیش از حد بر روی نرخها به جای سیاستگذاریهاست. رسانهها باید توجه ویژهای به موضوع تورم داشته باشند، زیرا این پدیده میتواند منجر به کاهش قدرت خرید مردم شود، حتی اگر نرخ ارز ثابت باقی بماند. ارزش پول تحت تأثیر انبساط پولی کاهش مییابد و این امر ارتباطی با نرخ ارز ندارد. در واقع، زمانی که رشد اقتصادی وجود ندارد و حجم پول افزایش مییابد، ارزش پول کاهش خواهد یافت.
این تحلیلگر اقتصادی تاکید می کند: به نظر من، رسانهها باید به جای بزرگنمایی اعداد یا بهرهبرداری سیاسی از وضعیت موجود، بر تولید تحلیل تمرکز کنند. هرچند که ضروری است نتایج سیاستگذاریها به مردم ارائه شود و کارنامههای مسئولان مورد بررسی قرار گیرد، اما در شرایط خاص کنونی کشور، رسانهها باید تمامی مسئولیت اجتماعی خود را (به صورت غیر گزینشی) ایفا کرده و به تولید تحلیل بپردازند. این بدان معناست که باید تمامی کارشناسان کشور را بسیج کرده و نظرات مختلف را در معرض تضارب آرا قرار دهند.
میرزاخانی ادامه می دهد: در خصوص مسائلی مانند افزایش نرخ ارز، جهشهای ارزی و تورم، دیدگاههای متنوعی وجود دارد و همه اقتصاددانان نیز همنظر نیستند. بنابراین یک رسانه باید بتواند بدون خروج از متانت حرفهای خود، نظرات مختلف را تبیین کرده و آنها را در معرض نقد یکدیگر قرار دهد؛ این امر بسیار کمککننده خواهد بود. با این حال، رسانهها بنا بر دلایل متعدد بیشتر تمایل دارند یک نگاه خاص را ترویج کنند تا اینکه تمامی دیدگاهها را مطرح نمایند؛ این مسئله اعتبار رسانهها را زیر سوال میبرد و نشاندهنده نگاهی سطحی نسبت به موضوعات است. به عقیده من فراتر از اینکه رسانه بخواهد صرفاً به بالا و پایین رفتن اعداد بپردازد، لازم است از طریق مصاحبهها، میزگردها و گزارشهای تحلیلی اقدام کند تا بررسی نماید که چرا چنین وقایعی رخ میدهد، ریشه آن کجاست و نظرات کارشناسان مختلف در این زمینه چیست.
source