1
جِی فالک و اسکات تیلور برای اولین بار جوجهی مرغ مگسخوار یعقوبی سفیدگردن را در اعماق جنگلهای بارانی پاناما مشاهده کردند. این پرندهی کوچک، که از یک انگشت کوچک هم کوچکتر بود، با پرهای قهوهای پوشیده شده بود.
وقتی آنها به جوجه نزدیک شدند، پرنده بدنش را تکان داد و سرش را لرزاند، رفتاری که تاکنون در هیچ پرندهای دیده نشده بود. این حرکت شباهت زیادی به رفتار یک کاترپیلار سمی داشت که در همان منطقه زندگی میکند.
تیلور، استاد دانشگاه کلرادو بولدر، و تیمش این رفتار تقلیدی را در مقالهای که در مجله Ecology منتشر شده است، توضیح دادند.
فالک، نویسندهی اصلی مقاله و محقق فوقدکتری در آزمایشگاه تیلور، گفت:
“ما هنوز اطلاعات کمی درباره رفتار پرندگان لانهساز در مناطق گرمسیری داریم. اما اگر زمان بیشتری را برای مشاهدهی طبیعت صرف کنیم، شاید چنین پدیدههایی بسیار رایجتر از آنچه تصور میکنیم، باشند.”
استراتژیهای پنهان برای بقا
مرغهای مگسخوار یعقوبی سفیدگردن در آمریکای مرکزی و جنوبی رایج هستند. نرهای این گونه پرهای درخشان آبی و سبز دارند، در حالی که پرهای مادهها سبز و کمرنگتر است.
جنگلهای بارانی گرمسیری خطرات زیادی برای پرندگان کوچک دارند؛ از مارها و میمونها گرفته تا پرندگان شکاری و حشرات. مطالعات نشان دادهاند که جوجههای پرندگان در این مناطق بیشتر از پرندگان مناطق معتدل در معرض خطر شکار شدن هستند.
در سفری به پارک ملی سوبِرانیا در سال ۲۰۲۴، فالک به کشف احتمالی یک استراتژی بقای جوجههای مرغ مگسخوار دست یافت. او تاکنون بارها مرغهای مگسخوار بالغ را در اطراف آبشخورهای خود دیده بود، اما هرگز لانه یا جوجههای آنها را مشاهده نکرده بود.
این موضوع زمانی تغییر کرد که همکارانش، مایکل کاستانیو و سباستین گالان-جیرالدو، مادهای را در حال گرمکردن تخمهایش در نزدیکی یک مسیر جنگلی پیدا کردند. لانهی کوچک، که به اندازهی کف دست فالک بود، به خوبی با محیط اطراف ترکیب شده بود.
تقلید جوجه مرغ مگسخوار از یک کاترپیلار
محققان به مدت یک ماه این لانه را زیر نظر گرفتند و شاهد بیرون آمدن جوجه از تخم بودند.
برخلاف بیشتر جوجههای مرغ مگسخوار که هنگام تولد کاملاً بیپر هستند، این جوجه پرهای بلندی به رنگ قهوهای داشت که باعث میشد با مواد لانه ترکیب شود. سپس، رفتار عجیب آن توجه محققان را جلب کرد؛ این جوجه بدن خود را به شکل خاصی تکان میداد. چنین رفتاری تا آن زمان در هیچ گونهای از مرغ مگسخوار دیده نشده بود.
تیلور گفت:
“وقتی ویدئو را برای افراد مختلف ارسال کردم و از آنها پرسیدم این حرکت شبیه چیست، همگی یک پاسخ داشتند: ‘شبیه یک کاترپیلار است’! این کشف برای ما بسیار هیجانانگیز بود.”
در دومین روز زندگی جوجه، یک زنبور شکارچی بر فراز لانه پرواز کرد، در حالی که مادر در آن لحظه حضور نداشت. جوجه بلافاصله شروع به تکان دادن بدن و چرخاندن سرش کرد، دقیقاً مانند یک کاترپیلار سمی. چند ثانیه بعد، زنبور منصرف شد و از لانه دور شد.
شباهتهای جالب با سایر گونهها
فالک و تیلور به یاد مطالعهای دیگر افتادند که دربارهی جوجهی پرندهای به نام مورِن خاکستری در جنگلهای آمازون بود. این پرنده فقط ظاهری متفاوت نداشت، بلکه از روشی خاص برای دفاع از خود استفاده میکرد.
این جوجه، با پرهای نارنجی روشن، شباهت زیادی به یک کاترپیلار سمی داشت. وقتی احساس خطر میکرد، دقیقاً مانند آن کاترپیلار سرش را تکان میداد.
محققان سپس توجه خود را به کاترپیلارهای پاناما معطوف کردند و کشف کردند که بسیاری از آنها با موهای قهوهای پوشیده شدهاند که نهتنها برای تزئین نیستند، بلکه میتوانند باعث درد شدید و حتی مرگ شکارچیان شوند.
همچنین مشخص شد که برخی از این کاترپیلارها هنگام احساس خطر سر خود را تکان میدهند. آیا ممکن بود جوجهی مرغ مگسخوار این رفتار را تقلید کند؟ به نظر میرسید که چنین باشد.
یک نمونه خاص از تقلید بیتسیان
این استراتژی تقلید، که در آن یک گونهی بیخطر ظاهر یا رفتار یک گونهی خطرناک را تقلید میکند، به “تقلید بیتسیان” (Batesian mimicry) معروف است. این پدیده در بین پروانهها و مارها رایج است. برای مثال، مارهای غیرسمی میلکاسنِیک با تقلید از مارهای سمی کورالاسنِیک، شکارچیان را فریب میدهند.
تیلور توضیح داد:
“اغلب نمونههای کلاسیک تقلید بیتسیان شامل پروانههایی است که از یکدیگر تقلید میکنند یا مارهایی که از هم تقلید میکنند. اما اینجا ما یک پرنده را داریم که احتمالاً از یک حشره تقلید میکند؛ یعنی یک مهرهدار از یک بیمهره تقلید کرده است!”
هرچند این تحقیق تنها بر اساس یک مشاهده انجام شده، اما تیم پژوهشی قصد دارد این نظریه را با قرار دادن جوجههای مصنوعی با ظاهر و رفتارهای مختلف در لانهها آزمایش کند تا مشخص شود کدام یک از آنها کمتر مورد حملهی شکارچیان قرار میگیرند.
همچنین از پرندهنگران و پژوهشگران مستقل خواسته شده که لانههای بیشتری از مرغ مگسخوارها را ثبت و مستند کنند.
تیلور در پایان گفت:
“درک ما از طبیعت به شدت تحت تأثیر تصورات ذهنیمان دربارهی آنچه ممکن است باشد، قرار دارد. اما اگر نگاهی وسیعتر داشته باشیم، میتوانیم کشفیات شگفتانگیزی داشته باشیم.”
این مطالعه در مجلهی Ecology منتشر شده است.
source