برنامه فقه پویای رادیو معارف در ۹ جلسه با حضور حجت اسلام والمسلمین عندلیب به بررسی فقهی و حقوقی ابعاد گوناگون هوش مصنوعی پرداخته است. در ادامه بخشی از اظهارات او را به نقل از حوزه نیوز بخوانید؛

* این‌که ما چه نوع مجازات حدی یا تعزیری را انتخاب کنیم، این هم یک نکته‌ای است که باید توضیح دهم. در خصوص مجازات‌های حدی خب موضوع حدود انسان بالغ مختار عاقل است. بنابراین ما در مجازات‌های حدی دچار یک تضییق و محدودیت هستیم، نمی‌توان این را بر غیرانسان بار کرد. پدیده‌های نوپیدا مثل هوش مصنوعی را باید در باب تعزیرات مطرح کرد. چون این‌ها قطعاً انسان نیستند.

* در باب تعزیرات هم قانون‌گذار ما در سال ۹۲ به این نتیجه رسید که تعزیرات را به دو قسمتِ تعزیرات منصوص شرعی و تعزیرات غیرمنصوص تقسیم کند. یعنی تعزیراتی که مجازات آن‌ها در روایات ما تعیین شده است که به این‌ها تعزیرات منصوص شرعی می‌گویند. قانون‌گذار برای اولین بار در سال ۹۲ این را آورد و گفت که نهادهای تخفیفی در تعزیرات منصوص شرعی جاری نمی‌شود. یعنی شبیه به حد کرده است و متأسفانه در مصادیقش برداشت‌های متفاوتی هست و البته از نظر فقهی، فقها دیدگاه‌های متفاوتی دارد. بین ۳ تا ۲۴ مصداق را برای تعزیرات منصوص شرعی بیان کرده‌اند.

* این‌که «متأسفانه» گفتم، تأسف من از این بابت بود که متأسفانه این در قانون بیان نشده است. یعنی قانون‌گذار در سال ۹۲ کلمه‌ی تعزیرات منصوص شرعی را آورده ولی مصادیق را نگفته است و اکثر قریب به اتفاق قضات ما هم که الان مجتهد نیستند و نمی‌توانند تعزیرات منصوص شرعی را به طور دقیق مشخص کنند. این یکی از معضلات قانون ما است. به‌هرحال حالا این‌که تعزیرات منصوص شرعی هست یا نیست هم خودش محل بحث است. چون بعضی معتقدند که ما تعزیر منصوص شرعی نداریم و این‌ها احکام حکومتی بوده است که ائمه(ع) به فراخور حال این میزان مجازات را تعیین کرده‌اند. من یک مقاله‌ای هم در همین زمینه دارم که در آنجا هم توضیح داده‌ام.

* قانون‌گذار فعلاً این را پذیرفته است ولی برخی از حقوقدانان و برخی از فقها می‌گویند که ما تعزیر منصوص شرعی نداریم و بلکه احکام حکومتی است. من در یک مقاله‌ای این را توضیح داده‌ام که درست است که امام مجازات را گفته است، ولی در همان جرم یک مجازات دیگر گفته است. پس همین مثال نقض است که این منصوص شرعی نیست و احکام حکومتی است. حالا این بماند، چون این اختلاف فتوا و اختلاف نگاه فقهی است.

* ما این قاعده را داریم که «کل شیءٍ بحسبه». سلب حیات یعنی ما سیستم زنده را از فعالیت بازداریم، حالا این هم یک زمانی انسان است که از فعالیت بازمی‌داریم و ازهاق نفس می‌کنیم. زمانی در مورد سیستم هوش مصنوعی است، ما این را به صورت دائمی خاموش کنیم که این دیگر آف شود و اصطلاحاً کاری نکند. این یک نوع سلب حیات برای سیستم‌های دارای هوش مصنوعی می‌شود.

* سیستم دارای هوش مصنوعی کلاً از بین برود و دیگر نتواند کاری کند. دومین موضوع هم حبس است. خب یک بار می‌گوییم که زندانی کنیم. بله، ممکن است در آینده زندان‌های مخصوص ربات‌های هوش مصنوعی داشته باشیم، چیز بعیدی هم نیست. اما زمانی هم می‌گوییم که حبس به معنای ایجاد محدودیت برای آزادی‌های فرد است. آن را حبس خانگی می‌کنیم، محدود می‌کنیم. مثل این‌که الان در نظام جدید قضایی ما پایبند الکترونیک داده‌ایم. گفته‌ایم که تو تا شعاع هزار متر می‌توانی رفت‌وآمد کنی و بیش از هزار متر از محل سکونت نمی‌توانی رفت‌وآمد کنی. این یک نوع حبس است. آزادی‌هایش را محدود کرده‌ایم.

* بنابراین در سیستم‌های هوش مصنوعی هم می‌توانیم این حبس و یا این محدودیت را برای آن ایجاد کنیم و آن را تحت نظارت سامانه‌های رایانه‌ای قرار دهیم و آن را کنترل کنیم.

* مدل دیگر از مجازات‌ها بحث خدمات عمومی رایگان بود. اگر در خاطر شریف‌تان باشد گفتیم که ممکن است ما ربات‌هایی را بسازیم و الان هم محقق شده که ربات‌های خدمت‌گزار هستند که در رستوران یا جاهای مختلف باشند و یا دستیار پزشکان شوند.

* اگر این هوش مصنوعی خبره مرتکب جرمی شد، به آن بگوییم برای مجازات ملزم هستید که ۶ ماه خدمات رایگان بدهید. فایده‌ی این کار این است که در حقیقت یک طیف زیادی از بیماران یا مراجعه‌کنندگان را به صورت رایگان درمان می‌کند و یا به صورت رایگان خدمات می‌دهد. این هم قابل امکان هست و می‌توان این را ارجاع داد. یکی هم جزای نقدی است. این‌که ما، او را جریمه کنیم. حالا بحث اول پیش می‌آید که آیا هوش مصنوعی مالک است و مالی دارد که او را مجازات کنیم؟ چطور مجازات کنیم؟ اگر با این توسعه پیش برویم که احتمال دارد در یک فصل دیگری از مباحث فقهی – حقوقی ما که بحث‌های حقوق مدنی این‌ها را می‌خواهیم مطرح کنیم، ببینیم که اصلاً سیستم‌های هوش مصنوعی مالک می‌شوند یا نه؟ اهلیت مالک شدن دارند یا ندارند؟ این‌ها بحث‌هایی می‌طلبد که باید بعداً انجام شود. اما ما می‌گوییم که با همین محاسبات خدمات عمومی، در مقابل آن پول حساب کنیم. بگوییم که اگر شما به عنوان هوش مصنوعی در اینجا کار می‌کردید، چقدر دستمزد می‌گرفتید؟ ساعتی ۱۰۰ هزار تومان.

*بگوییم که خدمات عمومی رایگان بده، n ساعت تبدیل به مجازات نقدی می‌شود و یا مدیران، سازندگان و شرکت‌های آن‌ها را مجازات نقدی کنیم. بر فرض این‌که خود هوش مصنوعی هم قابل مجازات نقدی نباشد، سازندگان و شرکت‌ها را مجازات نقدی کنیم.

source

توسط argbod.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *